رفتن به نوار ابزار
اجتماعی
موضوعات داغ

سخنانی از جنس دفاع مقدس 

 

برای هر وجب از این خاک جوانانی رفتند و دیگر نیامدند

 

گفت و گوی آوای کارون با یکی از همرزمان شهید والا مقام علی ایزدیان

 

شهید والامقام روز علی ایزدیان همرزم این حقیر بود درعملیات والفجر مقدماتی درمنطقه فکه دربهمن ماه سال ۱۳۶۱ که این عملیات توسط بنی صدر لو رفته بود.ما رزمندگان غیور ودلاور مسجدسلیمان جهت جبهه اعزام میشدیم لشکر ۷ولی عصر (عج)دزفول که پادگان درنزدیکی پل کرخ قرار داشت جهت این عملیات آموزشهای سختی دیده بودیم .شب عملیات ما رزمندگان مسجدسلیمان پشتیبان بودیم وقرار شد بعد از شکستن خط ما پشت سر رزمندگان را پاکسازی کنیم منطقه رملی بود شنی بود.و با رمز یا الله عملیات شروع شد.به فرمان محسن رضایی وآن شب خیلی سخت گذشت وخیلی انتظار کشیدیم تا به ما اطلاع دهند.نزدیکی های صبح بود وهنوز هوا تاریک بود .که گفتند .حرکت کنید.سوار بر خودرو های جنگی پی ام پی شدم ورفتیم از خیلی از موانع ها گذشتیم کانال های از قبل آماده کرده بودند به عمق سه متر ووطول پنج متر وپر از میل های گرد وایستاده که خودرو پی ام پی ما به سختی از آن کانال رد شد واز قبل رزمندگان خط شکن جهت عملیات کانال ها را جهت نیرو ها وخودروهای جنگی و پاکسازی میدان های مین اقدام کرده بودند. ولی برای ما که پشتیبان بودیم باز هم سخت بود ببینید رزمندگان خط شکن چه کشیدند.گردان ما به را خود ادامه داد. طوری بود.که فرمانده های گردان ما نمیدانستند از کدام طرف بروند.وبیسم های عراقی جواب فرماندهای ما را میدانند. وما سر گردان شده بودیم وهمین جور به جلو میرفتیم که رسیدیم به چند عدد خودرو بزرگ که توپ های بزرگی به آنها وصل بود .ویک عدد جیپ از کنار ما رد شد که هنوز صدا درگوشم هست گفت اردونی یا سودانی ورزمندگان غیور مسجدسلیمان وفرماندهایمان فهمیدند.ما رسیده ایم به توپ خانه دشمن عراقی ها ودرگیری شروع شد که شهید والامقام دادبست منجزی در کنار من نشسته بود وآرپی جی زن بود پرید پایین وخودرو حامل توپخانه دشمن رو زد هنوز حرکات دادبست منجزی را به یاد دارم وانفجار خدرو حامل توپ خانه ومهمات های آنه به آتش مستقیم به آسمان رفت .ما رزمندگان مسجدسلیمان درمحاصره عراقی ها افتاد بودیم وتا دل دشمن زده بدویم وبه یکی از پاسگاههای دشمن رسیده بودیم وما راقبچی کرده بودند که نه را پیش داشتیم ونه راه پس وااز همان پاسگاه شلیک گلوله ها فقط به پاهای ما میخورد نه میتوانستیم بایستیم ونه میتوانستیم بخوابیم.خیلی عملیات تلخی بود.به طور که شده بود من توانستم خودم را یکروز ویک شب درکانال ها وزیر جنازه شهدای والا مقام مخفی کنم تا خودم را به عقب برسانم بله این عملیات توسط بنی صدر لو رفته بود وشهدای زیادی دادیم واین شهید والامقام روز علی ایزدیان هم یکی از آن شهدای بود که درکانال های عمقی که کند بودند روشون خاک رخته بودند.که الان بعد از ۳۸ پیدا شده است روحشان شاد ویادشان گرامی ان شا الله ما رو هم شهدا شفاعت کنندـاین خاطده ای از عملیات والفجر مقدماتی بود که من درآن توفیق داشتم باشم ولی توفیق شهادت نه…

 

جهت شادی روح این شهید والامقام وهمه شهدای هست سال دفاع مقدس

فاتحه وصلوات

🌹🌹🌹 خاطره ای ازهمرزم شهدا برادر بزرگوار سعید ارسطو

Please follow and like us:
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن